fredag 30 maj 2008

دبيرکل عفو بين الملل: پرونده حقوق بشر ايران مثبت نيست

دبيرکل عفو بين الملل: پرونده حقوق بشر ايران مثبت نيست
شهران طبری
سازمان عفو بين الملل روز چهارشنبه گزارش سالانه خود درباره وضعيت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۰۷ را منتشر کرد.
در اين گزارش سالانه درباره ايران تصريح شده بود که مقامات جمهوری اسلامی در سال گذشته ، به سرکوب مخالفان ادامه داده اند، روزنامه نگاران، نويسندگان، دانشمندان و فعالان حقوق زنان و اجتماعی در معرض دستگيری های خودسرانه ممنوعيت سفر، تعطيل سازمان های غير دولتی آنان و آزار بوده اند.
این سازمان حقوق بشری همچنین اضافه کرده است: تبعيض عليه زنان در قانون و عمل تثبيت شده است، شکنجه و ساير بدرفتاری ها در زندان ها و بازداشت گاه های ایران گسترده بود.
آيرين خان، دبيرکل عفو بين الملل، در گفت وگو با راديو فردا در خصوص گزارش سال ۲۰۰۷ اين سازمان مدافع حقوق بشر توضيحاتی را ارئه کرده است
راديو فردا: در گزارش ۳۷۰ صفحه ای سازمان ملل ، در باره وضعيت حقوق بشر در ۱۵۰ کشور جهان، به تفسير به موارد نقض حقوق بشر در ايالات متحده آمريکا،از مجازات اعدام گرفته تا مسئله زندان گوانتانامو و مبارزه با تروريسم اشاره شده است.
علت اين تاکيد موشکافانه در مورد آمريکا چيست؟
آيرين خان: علت اينکه سازمان عفو بين الملل مورد ايالات متحده آمريکا را بارز کرده، اين است که اين کشور تنها ابرقدرت جهان است و رفتارش می تواند شاخصی برای ساير کشورهای جهان شود.
شاخصی برای آنها تعيين می کند؟
به همان روال که درباره آمريکا را مثال زديد، فکر می کنيد نقض وسيع حقوق بشر در ايران، که در گزارش خود به آن اشاره کرديد، بخصوص نابرابری حقوق زنان و سرکوب مبارزه آنها برای کسب برابری، چه پيآمی به جهان اسلام و مسلمانان جهان می فرستد
رفتار دولت ها و حکومت ها، پيام بسيار محکمی می فرستند، از ارزش هايی که به آن معتقدند. وقتی درباره ايران فکر می کنيم، می توانيم يا يک تمدن کهن ايرانی را به خاطر آوريم يا مشکلات سياسی اخير را مجسم کنيم. ما از دولت ايران می خواهيم به تاريخ کهن خود نظر اندازد و ارزش هايی را برجسته کند که با ضوابط جهان امروز يعنی برابری زن و مرد، آزادی، عدالت و حقوق بشر منطبق باشد. «ايران يکی از معدود کشورهايی است که در تنظيم اعلاميه جهانی حقوق بشر، در شصت سال پيش، مشارکت فعال داشت. انتظار
ما از ايران آن است که به اين اعلاميه و توافقی که بر سر آن انجام گرفته احترام بگذارد».
آيرين خان، دبيرکل عفو بين الملل متاسفانه در حال حاضر پرونده ايران در اين زمينه مثبت نيست. سازمان عفو بين الملل موارد بسياری از نقض حقوق فعالان زن، روزنامه نگاران، نويسندگان و اقليت های مذهبی دارد که همگی بطور غير خشونت آميز دست به اعتراض زده اند. بنا بر اين وقتی به ايران کنونی می نگريم تصوير مثبتی دريافت نمی کنيم.
مسئله بهائیان ایران
به اقليت های مذهبی اشاره کرديد. جمهوری اسلامی دين بهائی را به رسميت نمی شناسد و پيروان اين دين در ايران تحت فشار هستند و هم اکنون عده ای از آنان دستگير شده اند. نظر شما در اين باره چيست؟
ايران يکی از معدود کشورهايی است که در تنظيم اعلاميه جهانی حقوق بشر، در شصت سال پيش، مشارکت فعال داشت. انتظار ما از ايران آن است که به اين اعلاميه و توافقی که بر سر آن انجام گرفت احترام گذارد.
آزادی اديان و مذاهب يکی از اصول اين اعلاميه است و به همين دليل حق و حقوق پيروان دين بهايی بايد بطور کامل رعايت شود و بهايی ها بايد بتوانند، بدون ترس و واهمه از تعقيب و سرکوب ، بطور شفاف دين خود را دنبال کنند. اين حق اوليه هر انسانی است.
يکی ديگر از موارد نقض حقوق بشر در ايران حقوق همجنس گرايان ذکر شده است. همانطور که می دانيد جمهوری اسلامی وجود آنها را انکار می کند و برخی گزارش ها حاکی از آن است که آنها تحت فشار وادار به تغيير جنسيت خود می شوند.
هوموفوبيا، يا هراس از همجنس گرايی، يکی از مشکلاتی است که در بسياری از کشورهای جهان وجود دارد و به خصوص در بخش هايی از آفريقا و کشورهای خاور ميانه شديدتر است.
سازمان عفو بين الملل بر اين نظر است که بر اساس اعلاميه جهانی حقوق بشر، تبعيض ممنوع است. تبعيض شامل گرايش های جنسی نيز می شود و به اين ترتيب بايد از ميان برداشته شود.
مجازات اعدام
سازمان عفو بين الملل بطور اصولی مخالف مجازات اعدام است. ممکن است توضيح دهيد که فلسفه اين مخالفت چيست؟
سازمان عفو بين الملل با اصل مجازات اعدام از سوی دولت ها مخالف است. ما معتقد هستيم وظيفه دولتها حمايت از جان مردم است و نه گرفتن آن. از سوی ديگر، تحقيقات سازمان ما نشان می دهد که نظام های قضايی کشورها، عليرغم آن که چه کشوری باشند، مستعد ارتکاب اشتباه هستند . در بسياری از موارد پس از اجرای حکم اعدام، مشخص شده که حکم به اشتباه صادر شده و شخص بی گناه به
جوخه مرگ سپرده شده است. به همين دليل ما برای لغو مجازات اعدام در سراسر جهان مبارزه می کنيم.
يکی ديگر از مواردی که در گزارش خود در باره ايران نوشته ايد، مجازات های غير انسانی و تحقير کننده است. از مجازات شلاق
گرفته تا سنگسار و قطع عضو. ضوابط اخلاقی عليه چنين مجازات هايی را چگونه توضيح می دهيد؟
ضوابط ما برای مخالفت با چنين مجازات های غير انسانی، ضوابط اخلاقی جامعه مدرن است که در آن احترام به کرامت انسان در درجه اول اهميت قرار دارد. چنين مجازات هايی در گذشته در تمام جوامع ديده می شد، اما با پيشرفت جهان و ارزش های جهانی، قباحت چنين اعمالی بيش از بيش روشن شده و رفتار جوامع تغيير کرده است . ما معتقد هستيم در جهان امروز برای مجازات هايی که چند قرن پيش معمول بود، جايی وجود ندارد.
آيا درست است که در مرام سازمان عفو بين الملل و اعلاميه حقوق بشر، انسان اول انسان است و بعد گناهکار؟
ما معتقد هستيم گناهکار و بی گناه هردو صاحب حق و حقوق بشر هستند . هر کسی حق برخورداری از محاکمه منصفانه را دارد و اگراز اين حق محروم شود، عدالت به شدت
پايمال شده است
http://www.radiofarda.com/Article/2008/05/29/o2_irene_khan_amnesty.html
---------------------
Related links
Amnesty International - annual report- Iran
گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل در ارتباط با ايران

تنها مسجد اهل‌سنت شهر فاضل آباد گلستان پلمپ شد



تنها مسجد اهل‌سنت شهر فاضل آباد گلستان پلمپ شد

08 خرداد 1387 ساعت 18:07
تنها مسجد اهل‌سنت شهر فاضل آباد در استان گلستان پلمپ شد.



این در حالی است که اين مسجد به مدت هشت سال است كه بنا شده و در اين مدت نمازهای يوميه در آن اقامه شده ا
در تاريخ 6/3/1387 ساعت 9 صبح به بهانه‌ی اينكه اين مسجد مجوز ندارد از سوی شورای تامين شهرستان علی‌آباد كتول، مسجد پلمپ گرديد و در روز چهارشنبه 8/3/1387 از طرف دادستان علی‌آباد كتول از فردی كه اين مكان را وقف كرده بود با تهديدات شديد تعهد گرفته شد تا بلندگویی را كه به مدت 8 سال از آن اذان داده شده است پايين بياورد و تابلو ی سردر مسجد هم پايين كشيده شود . در اين مدت 8 سال برای اخذ مجوز تلاش‌های زيادی انجام گرفته، منجمله نامه‌هایی به رئيس‌جمهور، نماينده‌ی ولی فقيه، استاندار، فرمانداری، اطلاعات كشوری و نماينده‌ی مجلس اسلامی فرستاده شده ولی جواب مثبتی دريافت نگرديده و تلاش‌ها نتيجه‌ای دربر نداشته است. جمعيت اهل‌سنت در اين شهر حدوداً دو هزار نفر می‌باشد كه غير از اين مكان جای ديگری برای عبادت ندارند!
http://www.sunnionline.net/main.html?tbid=tbp_content&rule=view&id=1000&xPg=25

1,100 Baloch still missing: Akhtar Mengal

1,100 Baloch still missing: Akhtar Mengal

By our correspondent 29 May 2008

KARACHI — Baloch nationalist leader Akhtar Mengal has said that 1,100 people belonging to various regions of Balochistan are still missing and no one knew about their whereabouts except intelligence agencies.
Talking to a TV channel, the former Balochistan chief minister claimed that those missing included people as young as four years of age and as elderly as 70.
Mengal who is recently released after being interned for more than a year on what he said were trumped up charges, also claimed that there were hundred more who are untraceable.
About his arrest by the authorities Mengal said authorities seldom gave reasons for arrest or allowed victim’s family to move court against the detention because there was one law for the rulers and usurpers and a different one for those who try to raise their voice against injustice, corruption and nepotism.
The Balochi leader said releasing few people Including himself would not resolve the issue unless all people held by the previous repressive regime were freed and all false charges against them withdrawn.
He scoffed at the proposal of All Parties Conference mooted by the present government and said that none of the former governments were ever serious about ‘Balochistan problems.
http://www.khaleejtimes.com/DisplayArticleNew.asp?xfile=data/subcontinent/2008/May/subcontinent_May876.xml&section=subcontinent&col
-------------------
Related links
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News

onsdag 28 maj 2008

Amnesty International - annual report 2008- Iran

Amnesty International - annual report- Iran
IRAN

ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN
Head of state: Leader of the Islamic Republic of Iran: Ayatollah Sayed ‘Ali
Khamenei
Head of government: President: Dr Mahmoud Ahmadinejad
Death penalty: retentionist
Population: 71.2 million
Life expectancy: 70.2 years
Under-5 mortality (m/f): 32/31 per 1,000
Adult literacy: 82.4 per cent

The authorities continued to suppress dissent. Journalists, writers, scholars, and women’s rights and community activists were subject to arbitrary arrest, travel bans, closure of their NGOs and harassment. Armed opposition, mainly by Kurdish and Baluchi groups, continued, as did state repression of Iran’s minority communities. Discrimination against women remained entrenched in law and practice. Torture and other ill-treatment were widespread in prisons and detention centres. A security clampdown announced in April was marked by a sharp rise in executions; at least 335 people were executed, among them seven child offenders. Sentences of stoning to death, amputation and flogging continued to be passed and carried out.

Background
Iran’s uranium enrichment programme continued to be a focus of international tension. Israeli and US authorities refused to rule out the possibility of military action against Iran. In March, the UN Security Council imposed further sanctions. In September, the US government designated Iran’s Revolutionary Guards a “terrorist organization” for allegedly supporting insurgents in Iraq and Afghanistan. In December, US intelligence agencies published a report stating that Iran had ended any nuclear weapons programme in 2003. The same month the UN General Assembly condemned the human rights situation in Iran.
Ayatollah Meshkini, Head of the Assembly of Experts that oversees the appointment of the Supreme Leader, died in July. He was replaced by former President Hashemi Rafsanjani.
Increasing numbers of Iranians faced poverty as the economic situation deteriorated. In June rioting followed the introduction of petrol rationing. A three-month strike by workers at the Haft Tapeh Sugar Plant in Khuzestan Province over unpaid wages and benefits was forcibly broken up by security forces in October. Haft Tapeh and other workers and teachers staged large demonstrations, and arrests were made.

Freedom of expression
Vaguely worded laws and harsh practices resulted in widespread repression of peaceful dissent. Demonstrations frequently led to mass arrests and unfair trials. The authorities maintained tight restrictions on internet access. Journalists, academics and webloggers, including some dual nationals, were detained and sentenced to prison or flogging and several publications were closed down. In April, the Minister of Intelligence, Gholam Hossein Eje’i, publicly accused students and the women’s movement of being part of an attempt to bring about the “soft overthrow” of the Iranian government.
Ali Farahbakhsh, a journalist, was granted an early conditional release in October after 11 months in detention. He was convicted of “espionage” and “receiving money from foreigners” in connection with his attendance at a media conference in Thailand.

Human rights defenders
Independent human rights groups and other NGOs continued to face long delays, often lasting years, in obtaining official registration, leaving them at risk of closure for carrying out illegal activities. Students campaigning for greater respect for human rights faced reprisals, including arbitrary arrest and torture. Individual human rights defenders were persecuted for their work; some were prisoners of conscience.
Emaddedin Baghi, Head of the Association for the Defence of Prisoners and a leading campaigner against the death penalty, was detained in October following a summons relating to accusations of “endangering national security”. While the family was posting bail, they were told that he now had to serve a suspended sentence imposed in 2003, including for “printing lies”. Another three-year prison term imposed on him in July 2007 for “propaganda in favour of opponents”, arising from his work on behalf of Iranian Ahwazi Arabs sentenced to death after unfair trials, was pending appeal. His wife, Fatemeh Kamali Ahmad Sarahi, and daughter, Maryam Baghi, were given three-year suspended prison sentences in October for “meeting and colluding with the aim of disrupting national security” after attending a human rights workshop in Dubai in 2004. In December he suffered a seizure while in custody.
Mansour Ossanlu, head of the Union of Workers of the Tehran and Suburbs Bus Company, was detained in July after visiting Europe to gather support for the independent trade union movement in Iran. Following international protests he received medical treatment for an eye injury reportedly sustained during a dispute with prison officials during an earlier detention. In October an appeals court upheld a five-year prison sentence imposed in February.

Discrimination against women
Women continued to face widespread discrimination in law and practice. Thousands were arrested for non-compliance with the obligatory dress code.
Activists working with the Campaign for Equality, which aims to collect a million signatures in Iran calling for an end to legalized discrimination against women, faced harassment and arrest. In August, Nasim Sarabandi and Fatemeh Dehdashti were sentenced to six months’ imprisonment, suspended for two years, for “acting against national security through the spread of propaganda against the system”. They were the first people to be tried and sentenced for collecting signatures. At the end of the year, four campaign activists remained in detention without charge or trial – Ronak Safarzadeh and Hana Abdi, Kurdish women who were detained in Sanandaj in October and November respectively; and Maryam Hosseinkhah and Jelveh Javaheri, who were detained in Tehran in connection with their work editing the campaign’s website. The authorities persistently filtered the website, making access difficult.
Women’s rights defender Delaram Ali, who had been arrested in June 2006 following a peaceful demonstration demanding greater respect for women’s rights, had her 30-month prison sentence temporarily postponed following local and international campaigning. In March, 33 women activists were arrested outside Tehran’s Revolutionary Court during a protest against the trial of five women charged in connection with the June 2006 demonstration. All were released, but some faced trial.

Repression of minorities
Repression continued of Iran’s ethnic minorities, who maintained their campaigning for greater recognition of their cultural and political rights.
Arabs
At least eight Iranian Ahwazi Arabs were executed after being convicted in connection with bomb explosions in Khuzestan in 2005. At least 17 other Iranian Arabs were believed to be facing execution after unfair trials related to the bombings. Scores, possibly hundreds, of Ahwazi Arabs were reportedly arrested in April, in advance of the anniversary of riots in 2005 protesting against a letter allegedly written by a presidential adviser, who denied its authenticity, which set out policies for the reduction of the Arab population of Khuzestan.
In April, journalist Mohammad Hassan Fallahiya was sentenced to three years in prison with hard labour for writing articles critical of the government and for allegedly contacting opposition groups based outside Iran. He was detained in November 2006 and denied access to a lawyer throughout the judicial process. His family said the Evin Prison authorities refused to allow them to take him medicines required to treat heart and blood disorders, endangering his life.
Azerbaijanis
Hundreds of Iranian Azerbaijani activists were arrested in connection with a peaceful demonstration on International Mother Language Day, 21 February. The demonstrators called for their own language to be used in schools and other education institutions in the areas of north-west Iran where most Iranian Azerbaijanis reside.
Prisoner of conscience Saleh Kamrani, a lawyer and human rights defender, was detained in Evin Prison between August and December. In September 2006 he had been sentenced to a year in prison – suspended for five years – for “spreading propaganda against the system”. It was unclear whether his arrest was connected to this sentence.
Baluchis
Jondallah, a Baluchi armed group, carried out attacks on Iranian officials, including bombing a bus carrying Revolutionary Guards in February. It also took hostages, at least one of whom was killed.
Nasrollah Shanbeh-zehi was arrested following the bus bombing. Five days later he was publicly executed following a summary trial.
Ya’qub Mehrnehad, head of the Voice of Justice Young People’s Society, a recognized NGO, was detained in April in Zahedan, initially by the Ministry of Intelligence, following a meeting in the Provincial Office of the Ministry of Culture and Islamic Guidance that the Governor of Zahedan reportedly attended. He remained in Zahedan Prison at the end of the year, without access to a lawyer. He may have been tortured.
In May police shot dead Roya Sarani, an 11-year-old Baluchi girl, while she was being driven home from school by her father in Zahedan. The authorities reportedly put pressure on her family to hold a small funeral. No official investigation was believed to have been held into her killing.
Kurds
Members of the Party for a Free Life in Kurdistan (Partiya Jiyana Azadîya Kurdistanê, PJAK) attacked Iranian forces, who shelled parts of northern Iraq where they believed PJAK forces were hiding. Numerous Kurds were arrested, many accused of membership of, or contact with, proscribed groups. Kurdish journalists and human rights defenders were particularly at risk of harassment and detention.
Mohammad Sadiq Kabudvand, head of the Human Rights Organization of Kurdistan (HROK) and editor of the banned weekly newspaper Payam-e Mardom, was detained in July apparently for “acting against national security”, “propaganda against the system” and “co-operating with groups opposed to the system”, although he was not formally charged. He complained of poor prison conditions and ill-treatment, including denial of access to the toilet, which was apparently intended to force other leading HROK members to turn themselves in to security officials for questioning.

Religious minorities
Baha’is throughout the country continued to face persecution on account of their religion. At least 13 Baha’is were arrested in at least 10 cities and were subject to harassment and discriminatory practices, such as denial of access to higher education, bank loans and pension payments. Nine Baha’i cemeteries were desecrated.
In August and November, clashes involving Sufis resulted in scores of injuries and, in November, more than 100 arrests. In September, a couple – a Christian convert who married a Christian woman in an Islamic ceremony – were reportedly flogged in Gohar Dasht in connection with their faith.

Torture and other ill-treatment
Torture and other ill-treatment were common in many prisons and detention centres, facilitated by prolonged pre-charge detention and denial of access to lawyers and family. At least two people died in custody, possibly as a result of torture. Torturers were rarely if ever held to account for their crimes.
In May, four students and editors-in-chief of student publications arrested in May at Amir Kabir Polytechnic were tortured, according to their families. The abuse allegedly included 24-hour interrogation sessions, sleep deprivation, beatings with cables and fists, and threats to prisoners and their families. The detainees were arrested in connection with articles deemed by university officials to “insult Islamic sanctities”. In July, the families of the detained students sent an open letter to Ayatollah Shahroudi, Head of the Judiciary, describing the alleged torture.
Zahra Bani Yaghoub, a medical graduate, died in custody in Hamadan in October. She was arrested for walking in a park with her fiancé and died in detention the next day. The authorities said she had hanged herself. Her family said that she was in good spirits when they spoke to her on the phone half an hour before she was found dead. A report in November indicated that the head of the detention centre had been detained, but was then released on bail and remained in office.
In November, a retrial was ordered in the case of the 2003 death in custody of Zahra Kazemi, a Canadian-Iranian photojournalist. She was tortured to death, but the only person prosecuted was acquitted in 2004, a decision upheld in 2005. She had been arrested for taking photographs outside Evin Prison.

Death penalty
The number of executions rose sharply in 2007. Amnesty International received reports that at least 335 people were executed, although the true figure was almost certainly higher. Some people were executed in public, often in multiple hangings. Death sentences were imposed for a wide range of crimes, including drug smuggling, armed robbery, murder, espionage, political violence and sexual offences. A “special” court in eastern Iran established in May 2006 to reduce the time between the crime and the punishment led to a marked rise in the number of Baluchis executed.

Child offenders
At least seven people aged under 18 at the time of the crime were executed and at least 75 other child offenders remained on death row. Following domestic and international protests, the death sentences of at least two child offenders – Sina Paymard and Nazanin Fatehi – were commuted.

Makwan Moloudzadeh, an Iranian Kurdish child offender, was executed in December following a grossly flawed trial for three rapes he allegedly committed at the age of 13, eight years earlier. In sentencing him to death, the judge relied on his “knowledge” that the offence had occurred and that Makwan Moloudzadeh had reached puberty at the time of the crime and so could be tried and sentenced as an adult.

Execution by stoning
Ja’far Kiani was stoned to death in Takestan in July, despite an order from the Head of the Judiciary granting a temporary stay of execution. The judge in the case was later said by officials to have been “mistaken”. At least nine women, including Ja’far Kiani’s co-defendant, and two men remained at risk of stoning. In November, judicial officials said that a new version of the Penal Code had been sent to the Majles for approval and that, if approved, it would provide for the possibility of commuting stoning sentences.
Cruel, inhuman and degrading punishments
Sentences of flogging and amputation continued to be passed and implemented.
In November, Soghra Mola’i was flogged 80 times for “illicit relations” after her sentence of death by stoning was overturned following a retrial. She remained in prison to serve a sentence for involvement in the murder of her husband.
At least eight people had their fingers or hand amputated after conviction of theft.
Amnesty International reports
Iran: Human rights abuses against the Baluchi minority (MDE 13/104/2007)
Iran: The last executioner of children (MDE 13/059/2007)
'
Posted: 20080528
----------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News
سازمان عفو بین الملل :تعدیات حقوق بشری علیه اقلیت بلوچ-ایران
Amnesty international /Iran/Human Rights Abuses against the Baluchi Minority

گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل در ارتباط با ايران

گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل
ایران
جمهوری اسلامی ایران
رئيس کشور: رهبر جمهوری اسلامی ایران: آیت الله سید علی خامنه ای
رئيس دولت: رییس جمهور دکتر محمود احمدی نژاد
مجازات مرگ: اعمال می‌شود
جمعیت: 71/2 میلیون
عمر قابل انتظار: 70/2 سال
مرگ و میر زیر پنج سال (پسر- دختر): 31-32 در هزار
سواد بزرگسالان: 82/4 درصد

مقامات به سركوب مخالفان ادامه داده‌اند. روزنامه‌نگاران، نویسندگان، دانشمندان، و فعالان حقوق زنان و جامعه در معرض دستگیری‌های خودسرانه، ممنوعیت سفر، تعطیل ان‌جی‌او‌های آنان و آزار بوده‌اند. مخالفت مسلحانه، عمدتا به وسیله گروه‌های كرد و بلوچ، همراه با سركوب حكومتی جوامع اقلیت ادامه یافت. تبعیض علیه زنان در قانون و عمل تثبیت شده است. شكنجه و سایر بدرفتاری‌ها در زندان‌ها و بازداشت‌گاه‌ها گسترده بود. یك شدت عمل امنیتی كه در آوریل اعلام شد به افزایش شدیدی از اعدام منجر شد: دست كم 335 نفر اعدام شدند، كه هفت تن از آنان بزهكاران خردسال بودند. احكام اعدام به وسیله سنگسار، قطع عضو و شلاق هم‌چنان صادر شد و به مرحله اجرا درآمد.

پس‌زمینه
برنامه غنی‌سازی هسته‌ای ایران هم‌چنان یك كانون‌ تنش‌ بین‌المللی بود. مقامات اسرائیل و آمریكا از نفی امكان حمله نظامی علیه ایران خودداری كردند. در ماه مارس، شورای امنیت سازمان ملل تحریم‌های بیشتری وضع كرد. در سپتامبر، حكومت آمریكا سپاه پاسداران انقلاب ایران را به خاطر حمایت‌های ادعایی از شورشیان عراق و افغانستان، یك «سازمان تروریستی» اعلام كرد. در دسامبر، سازمان‌های اطلاعاتی آمریكا گزارشی را منتشر كردند حاكی از این كه ایران در سال 2003 همه برنامه‌های سلاح هسته‌ای خود را قطع كرده است. در همان ماه، مجمع عمومی سازمان ملل وضعیت حقوق بشر در ایران را محكوم كرد.
آیت‌الله مشكینی، رییس مجلس خبرگان كه بر انتصاب رهبر انقلاب نظارت دارد، در ماه ژوئیه درگذشت. مقام او را رییس جمهور سابق هاشمی رفسنجانی گرفته است.
با خراب شدن وضعیت اقتصادی كشور، تعداد فزاینده‌ای از ایرانیان با فقر روبرو شده‌اند. در ماه ژوئن، جیره‌بندی بنزین به شورش منجر شد. یك اعتصاب سه ماهه كارگران كارخانه شكر هفت تپه در استان خوزستان به خاطر عدم پرداخت حقوق و مزایا در ماه اكتبر با زور به وسیله نیروهای امنیتی در هم شكسته شد. كارگران هفت تپه و سایر گروه‌های كارگری و معلمان تظاهرات مفصلی به راه انداختند و عده‌ای دستگیر شدند.

آزادی بيان
قوانین حاوی تعبیرات مبهم و عملیات سختگیرانه، سركوب گسترده مخالفت مسالمت‌آمیز را به دنبال داشته است. تظاهرات غالبا به دستگیری‌های گروهی و محاكمات ناعادلانه منجر شده است. مقامات محدودیت‌های تنگی بردسترسی به اینترنت برقرار كرده‌اند. روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان و وبلاگ‌نویسان، از جمله افرادی با ملیت‌ دوگانه، دستگیر و به زندان یا شلاق محكوم شدند، و چندین نشریه تعطیل شد. در ماه آوریل، غلامحسین اژه‌ای، وزیر اطلاعات، علنا دانشجویان و جنبش زنان را به این كه بخشی از یك تلاش برای «براندازی‌نرم» حكومت ایران هستند متهم كرد.
· در ماه اكتبر، روزنامه‌نگارعلی‌فرحبخش پس از 11 ماه بازداشت به طور مشروط زودتر از موقع آزاد شد. او در رابطه با حضورش در یك كنفرانس رسانه‌ای در تایلند، به «جاسوسی» و «دریافت پول از خارجیان» مجرم شناخته شده بود.

مدافعان حقوق بشر
گروه‌های مستقل حقوق بشر و سایر ان‌جی‌اوها هم‌چنان برای ثبت نام رسمی با تأخیر‌های طولانی، كه غالبا به سال‌ها می‌رسد، روبرو بودند و از این رو به خاطر انجام اقدامات غیر قانونی در خطر تعطیلی قرار داشتند. دانشجویانی كه برای احترام بیشتر به حقوق بشر مبارزه می‌كردند با عملیات تلافی‌جویانه، از جمله دستگیری‌های خودسرانه و شكنجه روبرو بودند. مدافعان فردی حقوق بشر به خاطر فعالیتشان تحت سركوب قرار گرفتند و برخی از آنان زندانی وجدان بودند.
* عمادالدین باقی، رییس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و ی‍ك مبارز برجسته علیه مجازات اعدام، در ماه اكتبر پس از این كه به اتهام «به خطر انداختن امنیت كشور» احضار شده بود بازداشت شد. وقتی كه خانواده او وثیقه آماده كردند به آنان گفته شد كه او باید یك حكم زندان تعلیقی در سال 2003 را كه از جمله به خاطر «نشر اكاذیب» صادر شده بود بگذراند. یك زندان سه ساله دیگر در ژوئیه 2007 به دلیل «تبلیغ برای دشمنان نظام» به خاطر فعالیت او در مورد عرب‌های اهوازی‌ ایران كه پس از محاكمات ناعادلانه به مرگ محكوم شده بودند، صادر شد و در جریان تجدید نظر بود. همسر او، فاطمه كمالی احمد سرایی و دخترش مریم باقی پس از شركت در یك كارگاه حقوق بشر در دوبی در 2004 به دلیل «دیدار و تبانی به قصد اخلال در امنیت كشور» در ماه اكتبر به سه سال زندان تعلیقی‌ محكوم شدند. در ماه دسامبر، او در زندان به یك حمله قلبی دچار شد.
* منصور اوسانلو رییس اتحادیه كارگران شركت اتوبوسرانی تهران و حومه در ماه ژوئیه پس از این كه به منظور كسب حمایت برای جنبش سندیكای مستقل كارگری ایران به اروپا سفر كرده بود بازداشت شد. پس از اعتراضات بین‌المللی، او برای صدمه‌ای كه به قرار اطلاع در یك بازداشت پیشین از سوی مأموران زندان به چشمش وارد شده بود، تحت مداوا قرار گرفت. در ماه اكتبر، یك دادگاه تجدید نظر محكومیت زندان پنج ساله‌ای را كه برای‌ او در فوریه صادر شده بود تأیید كرد.

تبعیض علیه زنان
زنان هم‌چنان در قانون و عمل با تبعیضات گسترده ای روبرو بودند. هزاران نفر به خاطر عدم رعایت مقررات اجباری حجاب دستگیر شدند.
فعالان كمپین برای برابری، كه جمع‌آوری یك میلیون امضا برای پایان بخشیدن به تبعیضات قانونی علیه زنان را دنبال می‌كند، با آزار و دستگیری روبرو بودند. در ماه اوت، نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی به خاطر «اقدام علیه امنیت كشور از طریق پخش اكاذیب علیه نظام» به شش ماه زندان تعلیق شده برای دوسال محكوم شدند. اینان اولین كسانی بودند كه به خاطر جمع‌آوری امضا محاكمه و محكوم شدند. در پایان سال، چهار فعال بدون محاكمه در زندان به سر می‌بردند - روناك صفار زاده و هانا عبدی دو زن كرد كه به ترتبب در ماه‌های اكتبر و نوامبر در سنندج دستگیر شده بودند، و مریم حسین‌خواه و جلوه جواهری كه در رابطه با كارشان در ویراستاری پایگاه اینترنتی كمپین در تهران دستگیر شده‌اند. مقامات مرتبا پایگاه را فیلتر می‌كردند و دسترسی به آن را مشكل می‌ساختند.
محكومیت 30 ماهه زندان دلارام علی، مدافع حقوق زنان، كه در ژوئن 2006 به دنبال یك تظاهرات مسالمت‌آمیز با خواست احترام بیشتر به حقوق زنان دستگیر شده بود، پس از یك پیكار داخلی و جهانی به تعویق افتاد. در ماه مارس، 33 فعال زن در جلو دادگاه انقلاب تهران، در جریان اعتراض علیه محاكمه پنج زن كه در رابطه با تظاهرات ژوئن 2006 تحت محاكمه قرار داشتند، دستگیر شدند. همه آنان بعدا آزاد شدند، ولی‌ برخی از آنان دادگاهی شدند.

سركوب اقلیت‌ها
سركوب اقلیت‌های قومی كه برای شناخت بیشتر حقوق فرهنگی و سیاسی خود مبارزه می‌كنند‌ هم‌چنان ادامه یافت.
عرب ها
دست كم هشت عرب اهوازی ایرانی پس از این كه در رابطه با انفجار بمب در خوزستان در سال 2005 مجرم شناخته شده بودند اعدام گردیدند. دست كم 17 عرب دیگر، بنا به گزارش، پس از محاكمات ناعادلانه در رابطه با بمب‌گذاری‌ها به اعدام محكوم شده‌اند. بنا به گزارش‌ها، در ماه آوریل، در آستانه سالگرد شورش‌های سال 2005 كه در اعتراض به نامه‌ای صورت گرفت كه بنا به ادعا از سوی یك مشاور ریاست جمهوری نوشته شده بود و صحت آن از طرف او تكذیب گردید، و حاوی سیاست‌هایی برای كاهش دادن جمعیت عرب خوزستان بود، ده‌ها و احتمالا صدها نفر از عرب‌های اهوازی دستگیر شدند.
* در ماه آوریل، محمد حسن فلاحیه به خاطر نوشتن مقاله‌ای انتقادی از حكومت و اتهام تماس با گروه‌های مخالف مستقر در خارج كشور به سه سال زندان با اعمال شاقه محكوم شد. او در نوامبر 2006 بازداشت شده بود و در تمام مراحل دادرسی از دسترسی به وكیل محروم بود. خانواده او گفتند كه مقامات زندان اوین اجازه ندادند كه داروهای مورد نیاز او را كه برای ناراحتی‌های قلبی و خونی‌ او لازم است به او برسانند و از این رو حیات او را در خطر قرار داده‌اند.
آذربایجانی‌ها
در 21 فوریه، صدها فعال آذربایجانی ایرانی در رابطه با تظاهرات مسالمت‌آمیز به مناسبت روز جهانی زبان مادری دستگیر شدند. تظاهركنندگان خواهان آن بودند كه زبان خودشان در مدارس و سایر نهادهای آموزشی در مناطق شمال غربی ایران كه بیشتر آذربایجانیان ایرانی در آنجا سكونت دارند به كار گرفته شود.
* زندانی وجدان صالح كامرانی، یك حقوقدان و مدافع حقوق بشر، بین ماه‌های اوت و دسامبر در زندان اوین بازداشت شده بود. در سپتامبر 2006، او به خاطر «پخش تبلیغات علیه نظام» به یك سال زندان محكوم شد كه برای پنج سال تعلیق شده است. روشن نبود كه آیا دستگیری او در رابطه با این حكم بوده است یا خیر.
بلوچ‌ها
یك گروه مسلح بلوچ به نام جندالله به حمله علیه مأموران ایرانی، از جمله بمب‌گذاری یك اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران در فوریه، دست زده است. این گروه هم‌چنین افرادی را گروگان گرفت كه دست كم یكی از آنان كشته شده است.
* نصرالله شنبه‌زهی پس از انفجار اتوبوس یادشده دستگیر شد. پنج روز بعد، او پس از یك محاكمه سریع در ملأ عام اعدام گردید.
* یعقوب مهرنهاد، رییس انجمن جوانان صدای عدالت، كه یك ان‌جی‌اوی ثبت شده است، پس از شركت در جلسه‌ای در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان كه در آن بنا به گزارش فرماندار زاهدان نیز حضور داشته است، در ماه آوریل در زاهدان ابتدائا به وسیله وزارت اطلاعات دستگیر شد. او در پایان سال، بدون دسترسی به وكیل در زندان زاهدان به سر می‌برد. او ممكن است تحت شكنجه قرار گرفته باشد.
* در ماه مه، پلیس به یك دختر 11 ساله بلوچ به نام رؤیا سارانی، در حالی كه پدرش او را با اتومبیل از مدرسه به خانه می‌برد، تیراندازی كرد و او را كشت. بنا به گزارش، مقامات به خانواده او فشار وارد آوردند كه تشییع جنازه محدودی بگیرند. اعتقاد بر این است كه هیچ تحقیق رسمی در باره كشتن او انجام نگرفته است.
کردها
اعضای حزب حیات آزاد در كردستان (پژاك) به نیروهای ایرانی حمله كردند و اینان بخشی از شمال عراق را كه گفته می‌شود مخفی‌گاه پژاك بشمار می‌رود بمباران كردند. تعداد زیادی كرد دستگیر شدند، برخی از آنان به عضویت در، یا تماس با، گروه‌های غیر قانونی متهم شدند. روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر كرد به خصوص در خطر آزار و بازداشت به سر می‌بردند.
* محمد صدیق كبودوند، رییس سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان و سردبیر هفته‌نامه توقیف شده پیام مردم، در ماه ژوئن ظاهرا به خاطر «اقدام علیه امنیت كشور» و «همكاری با گروه‌های مخالف نظام» بازداشت شد، گرچه به او تفهیم اتهام نشده است. او از شرایط بد زندان و بدرفتاری، از جمله ممنوعیت دسترسی به مستراح، كه ظاهرا به منظور فشار آوردن به سایر رهبران این سازمان برای تسلیم خود به مقامات برای بازجویی اعمال می‌شود، شكایت كرده است.

اقليت های مذهبی
بهاییان در سراسر كشور به خاطر مذهبشان هم‌چنان با سركوب روبرو بودند. دست كم 13 نفر بهایی در حد اقل 10 شهر دستگیر شدند و در معرض آزار و رفتارهای تبعیض‌آمیز، مانند محرومیت از دسترسی به آموزش عالی، وام بانكی و پرداخت حقوق بازنشستگی، قرار گرفتند. نه گورستان بهایی‌ها در معرض بی‌حرمتی قرار گرفت.
در ماه‌های اوت و نوامبر، تعدادی درگیری‌ با صوفی‌ها ده‌ها نفر زخمی بر جای گذاشت، و در نوامبر بیش از 100 نفر دستگیر شدند. در ماه سپتامبر، یك زن و شوهر - یك مسیحی تغییر مذهب داده كه با یك زن مسیحی در مراسمی اسلامی ازدواج كرده بود - بنا به گزارش در رابطه با مذهبشان در گوهردشت شلاق خوردند.

شکنجه و سایر بدرفتار‌ی‌ها
شکنجه و سایر بدرفتار‌ی‌ها، با بهره‌گیری از دوران طولانی بازداشت پیش از اتهام و محرومیت از دسترسی به وكیل و خانواده، در بسیاری از زندان‌ها و بازداشت‌گاه‌ها عمومیت داشت. دست كم دو نفر، احتمالا بر اثر شكنجه، در بازداشت در گذشتند. شكنجه‌گران به ندرت، اگر نگوییم هرگز، به خاطر جنایتشان تحت تعقیب قرار گرفتند.
* در ماه مه، چهار دانشجو و سردبیران نشریات دانشجویی كه در پلی‌تكنیك امیركبیر دستگیر شده بودند، به گزارش خانواده‌هایشان، تحت شكنجه قرار گرفتند. بدرفتاری‌ها از جمله شامل جلسات بازجویی 24 ساعته، محرومیت از خواب، ضربات با كابل و مشت، و تهدید زندانیان و خانوادهایشان بوده است. بازداشتی‌ها در رابطه با مقالاتی كه از سوی مقامات دانشگاهی «اهانت به مقدسات اسلامی» تلقی شد دستگیر شده بودند. در ماه ژوئیه، خانواده‌های بازداشتی‌ها نامه سرگشاده‌ای خطاب به آیت‌الله شاهرودی رییس قوه قضائیه نوشتند و در آن شكنجه‌های گفته شده را شرح دادند.
* زهرا بنی‌یعقوب، یك فارغ التحصیل پزشكی در ماه اكتبر در بازداشت در همدان درگذشت. او به خاطر راه رفتن در پارك به همراه نامزدش دستگیر شده بود و روز بعد در بازداشت درگذشت. مقامات گفتند كه او خود را حلق‌آویز كرده است. خانواده‌اش گفتند كه او نیم ساعت پیش از آن كه مرگش كشف شود تلفنی با آنان صحبت كرده و روحیه خوبی داشته است. یك گزارش در ماه نوامبر حاكی از آن بود كه رییس بازداشتگاه دستگیر شده است ولی با قید وثیقه آزاد شده و بر سر كار خود باقی مانده است.
* در ماه نوامبر، دستور یك محاكمه مجدد در مورد پرونده مرگ در حین بازداشت زهرا كاظمی، یك روزنامه‌نگار عكاس ایرانی-كانادایی در سال 2003، صادر شد. او زیر شكنجه درگذشته بود، ولی تنها كسی كه تحت تعقیب قرار گرفت در سال 2004 تبرئه شد و این حكم در 2005 تأیید گردید. او به خاطر عكس‌برداری از خارج زندان اوین دستگیر شده بود.

مجازات اعدام
در سال 2007، تعداد اعدام‌ها به شدت بالا رفت. عفو بین‌الملل گزارش‌های مربوط به اعدام 335 نفر را دریافت كرد، گرچه ارقام واقعی اعدام‌ها به طور تقریبا قاطعانه‌ای بالاتر است. برخی از اعدام‌ها در ملأ عام، آن هم غالبا به صورت اعدام‌های چندنفره اجرا شد. مجازات مرگ برای جرايم گسترده‌ای شامل قاچاق مواد مخدر، سرقت مسلحانه، قتل، جاسوسی، خشونت سیاسی و تخلفات جنسی اعمال شده است. در ماه مه، یك دادگاه «مخصوص» در شرق ایران ایجاد شد تا زمان بین جرم و مجازات را كاهش دهد، و این امر به افزایش چشمگیر تعداد اعدام بلوچ‌ها منجر گردید.
بزهكاران خردسال
دست كم هفت نفر كه به هنگام جرم زیر 18 سال بوده‌اند اعدام شدند، و 75 بزهكار خردسال دیگر در انتظار اعدام به سر می‌برند. به دنبال اعتراضات داخلی و بین‌المللی، حكم اعدام دست كم دو بزهكار خردسال - سینا پایمرد و نازنین فتحی - تخفیف یافت.
* مكوان مولودزاده، یك بزهكار خردسال كرد ایرانی، پس از یك محاكمه به شدت مخدوش، به دلیل تجاوزی جنسی كه بنا به ادعا او در 13 سالگی یعنی هشت سال پیش‌تر مرتكب شده بود، در ماه دسامبر اعدام شد. در صدور حكم اعدام، قاضی به «علم» خود، مبنی بر این كه جرم اتفاق افتاده و مكوان مولودزاده در زمان وقوع جرم به بلوغ رسیده بوده و بنا بر این می‌تواند به عنوان یك بزرگسال محاكمه و محكوم شود، اتكا كرده است.
اعدام به وسیله سنگسار
جعفر كیانی، علارغم دستور رییس قوه قضاییه مبنی‌ بر توقف موقت حكم او، در ماه ژوئیه در تاكستان به وسیله سنگسار اعدام شد. بعدا مقامات گفتند كه قاضی مربوطه «اشتباه» كرده بوده است. دست كم نه زن، از جمله هم‌پرونده جعفر كیانی، و دو مرد در خطر سنگسار باقی ماندند. در ماه نوامبر، مقامات قضایی گفتند كه یك متن جدید قانون مجازات برای تصویب به مجلس فرستاده شده است و اگر به تصویب برسد امكان تخفیف احكام سنگسار فراهم خواهد شد.

مجازات‌های بی‌رحمانه، غیر انسانی و خفت‌آور
احكام شلاق و قطع عضو هم‌چنان صادر می‌شد و به مرحله اجرا در می‌آمد.
* در ماه نوامبر، صغرا مولائی پس از این كه حكم سنگسار او در یك محاكمه مجدد لغو شد، به خاطر «روابط نامشروع» 80 ضربه شلاق خورد. او به خاطر شركت در قتل شوهرش در زندان به سر می‌برد.
* انگشتان یا دست‌های دست كم هشت نفر پس از این كه در دزدی مجرم شناخته شدند قطع شده است.
گزارش های عفو بین الملل
ايران: تضییعات حقوق بشری علیه اقلیت بلوچ ( ايندکس عفو بين الملل: ام دی ای 13/104/2007)
ايران: آخرین اعدام كننده كودكان (ايندکس عفو بين الملل: ام دی اي 13/059/2007)

Amnesty International - annual report- Iran (English)
Posted: 20080528
----------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News

نیروهای انتظامی رژیم ديروز 9 بلوچ را در بلوچستان به اسم "مخلين امنيت" بقتل رساندند

نیروهای انتظامی رژیم ديروز 9 بلوچ را در بلوچستان به اسم "مخلين امنيت" بقتل رساندند
بنا بر گزارش روز سه شنبه خبرگزاري حکومتي"ايسنا"نیروهای انتظامی رژیم ديروز 9 نفر بلوچ را به اسم اشرار و مخلین امنیت بقتل رسانده اند.
رژیم اسلامی هیجگونه ارزشی برای خون جوانان بلوچ قائل نیست. طی دو سال اخير هزاران جوان بلوچ در شهرهاي مختلف بلوچستان اعدام و یا در انظار عموم درکوچه و خیابانها توسط نيروهاي انتظامي با رگبار گلوله به قتل رسیده اند
سایت خبری رژیم "ايسنا" در این باره چنین نوشت : معاون هماهنگ کننده قرارگاه عملیاتی رسول اکرم (ص) گفت : ماموران این قرارگاه در درگیری با اشرار در شرق کشور 9 نفر از اشرار و مخلین امنیت را به هلاکت رساندند.سرتیپ 2 پاسدار سید عباس عطایی در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه سیستان و بلوچستان افزود : در راستای مبارزه بی امان با اشرار و قاچاقچیان مسلح مواد مخدر روز گذشته ماموران هنگ چهارم کرمان پس از کسب خبر مبنی بر ورود کاروان موادمخدر در منطقه با یک سری اقدامات اطلاعاتی مسیر تردد آنان را شناسایی کردند. وی افزود : جان بر کفان هنگ چهارم کرمان در مسیر تردد با اشرار مسلح درگیر که بحمدالله تعداد ۹ نفر از آنان را هلاک نموده و از آنان یکدستگاه خودرو لندکروز و یکدستگاه موتور سیکلت تریل و ده قبضه سلاح و مهمات مربوطه کشف و ضبط کردند . سردار عطایی خاطر نشان کرد: همچنین رزمندگان هنگ سوم بیرجند و هنگ چهارم کرمان در حین کنترل محورهای مواصلاتی و پاکسازی مناطق آلوده موفق شدند مقدار 375 کیلوگرم موادمخدر (345 کیلوگرم تریاک و 30 کیلوگرم حشیش ) کشف و ضبط نموده و دراین رابطه 2 نفر را دستگیر نمودند
http://sb.isna.ir/mainnews.php?ID=News-13972
گزارش: راديو بلوچي اف ام
سه شنبه، 7 خرداد ماه 1387 برابر با 2008-05-27
اسامي تعدادي از اعدام و کشته شدگان بلوچ توسط نيروهاي انتظامي رژيم جمهوري اسلامي ايران....اينجا را کليک کنيد
A list of Baloch youth who killed by Iranian Regime in year 2005-2007
----------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News

تخریب یک روستا در بلوچستان


تخریب یک روستا در بلوچستان
به :
·حزب مردم بلوچستان
·بلوچستان راجی زرمبش
·نهاد ریاست جمهوری ایران
·استانداری سیتان و بلوچستان
·به ادارات کل ذیربط در تخریب روستای احمد آباد:
·بنیاد مسکن، سازمان مسکن و شهرسازی،شرکتهای آب و برق و مخابرات
·دیده بان حقوق بشر بلوچستان
·رادیو بلوچی
·آژانس خبری تفتان
·سایتها و وبلاگهای بلوچ و بلوچستان
·جناب غلامرضا حسین بر
·و تمامی نهادها و افراد مدافع حقوق بلوچ
روستای احمد اباد واقع در شهر سراوان ،یعنی واقع شده در محدوده شهری شهر سراوان میباشد این روستا در کنار سه راهی شهر سراوان ، دزک ، غفور آباد قرار دارد. و از حدود 50 سال پیش دارای سکنه و ساخت و سازهای زندگی بوده است.
متاسفانه چندی پیش نهادهای همچون بنیاد مسکن ، شهرداری ،نیروی انتظامی و منابع طبیعی و فرمانداری سراوان با یورش به این روستا اقدام به تخریب منازل مردم این روستا بدون هیچ دلیل قانونی و منطقی نمودند.
این در حالی است که طبق مصووبات شورای عالی شهرسازی ایران تنها مکانهای تخریبی در شهر و در حاشیه شهر فقط مکانهای همچون :ذاقه نشینان،متصرفین غیر قانونی اراضی دولتی و ملی،ساخت و سازهای غیر متعارف با موازین شهری و یا در حریم خیابانها و بزرگراه های شهری میباشد.
اما این نکته بسیار تعجب بر انگیز است طبق بررسی موسسه نگاران این روستا نه تنها یک روستای ذاقه نشین نیست بلکه هیچکدام از مشکلات مورد اشاره دیگر را هم ندارد. اما با این حال فرمانداری سراوان اعلام نموده که تنها دلیل تخریب این روستان تصرف زمینها میباشد و این باز نکته قابل توجه دیگری است که زمینهای این روستا متعلق به هیچ نهاد و سازمانی نبوده و نمیباشند.
در ثانی چنانچه زمینهای مورد اشاره این روستا داری مشکل بوده اند لازم بود همانگونه که در باقی زمینهای اطراف که متعلق به نهادهای دولتی میباشند جهت مشخص نمودن، اقدام به تعین حدود و نصب تابلوی اخطار در محل برای جلوگیری از تحدید حدودهای بعدی مینمودید ، و یک نکته دیگر اینکه این روستا از 50 سال پیش دارای سکنه بوده است.
در سنوات گذشته ادارت آب و برق و مخابرات اقدام به واگذاری انشعابات گسترده آب و برق تلفن در این روستا نموده اند و اگر این روستا داری مشکل و مورد خواصی بوده مطمعناً نهادهای فوق الذکر قبل از ارائه خدمات اقدام به تهیه استعلامات مربوطه مبنی بر واجد شرایط بودن مکان برای ارائه خدمات را می نمودند.
همچنین در این روستا محل سکنی تعدادی از اقشار کم در آمد هم میباشد که توان خرید زمین در شهر را نداشته و اقدام به تهیه زمین و مسکن در این روستا نموده اند، اما با کمال تاسف با تمامی موارد فوق این روستا تخریب شده است.
کاش مسولین محترم آن لحظه به کودکان معصومی نگاه میکردند که هراسان و با چشمانی پر اشک نظاره گر لودری بودند که همسان دیوی خشمگین و افسار گسیخته در حال تخریب و یغما یک عمر زحمت پدرانشان میباشد. صدای زجه زنانی توجه میکردید که ناله و نفرینهای نداری خود را به سوی تان روانه میکردند. آیا حمایت از حقوق مظلومین این است و آیا حمایت از تداوم حیات شکوهمند بشری این است. به خدا قسم آن روز آنجا فلسطین نبوده بلکه گوشه ای از خاک ایران و گوشه ای از سرزمین مادری همه مردم ایران بوده است.
روستا احمد آباد که از آن باید به عنوان یک محله در شهر سراوان نام برد نمونه ای بارزی از بی نظمی و همچنین نمونه بارزی در ساختار شکنی و ساختارهای نامتعادل و شکسته توسعه و توسعه شهری در ایران دانست.
متاسفانه این اولین تخریب روستاهای مسکونی در بلوچستان نیست اما امیدواریم آخرین باشد.
در تعاریف و توسعه آمده است دولت و نهادهای اجتماعی وابسته به دولت در هر کشور مسولیت اسکان و تهیه مسکن مورد نیاز افراد آن کشور را دارندوتاکید شده و حتی المقدور سعی شود در تهیه نقشه های شهری از کمترین تخریب و بهترین استفاده از محیط شهری استفاده کرد.اما متاسفانه تنها اقلامی که در اینجا کارای ندارند قوانین ملی و بین المللی میباشند.
هرگز و در هیچ جای قوانین موجود بر این نکته تاکید نشده است که یک منطقه به دلیل نداشتن هیچگونه ممنونعیت و معذوریت قانونی تخریب شود اما روستای مورد اشاره تخریب و ساکنان این روستا هم اکنون بر روی بقایایی خانه های مسکونی تخریب شده خود ساکن میباشد.
و شایسته است کسانی که اقدام به تخریب منازل مسکونی مردم نموده اند نسبت به تهیه سکونتگاه دائمی برای این افراد مینمودند زیرا این افراد ایرانی و ساکن ایران میباشند.
همچنین ما از تمامی سازمانها و نهادهای که اسم آنها در اول همین نامه ذکر شده است درخواست مینماییم نسبت به پیگیری و دفاع از حقوق از دست رفته این مردم اقدام نمایند تا خدای ناکرده عواقب بعدی بوجود نیاید.
همچنین مسولین تخریبگر قبل از اجرای دستورات ناتوان خود بایستی به مشکلات و عواقب که ممکن است بعداً بوجود آید مقداری تامل و تفکر مینمودند.
کودکانی که اینچنین صحنه دهشتناکی را در سرزمین خود شاهد و ناظر میباشد فردا چگونه تعریفی از سرزمین خود خواهند داشت.
همچنین به نهاد ریاست جمهوری ایران و استانداری استان سیتان و بلوچستان اعلام مینمایم:همانگونه که تخریب این روستا بدون بررسیهای کارشناسانه و از روی افکار لحظه ای و مقطعی صورت گرفته شده است.
اما با لحاظ درایت خود اقدام به دلجویی و ساخت و تعمیر مسکن این مردم نموده تا شعار واقعیتان یعنی حمایت از مظلومین نمود واقعی خود را دریابد.همچنین آزادی هرچه سریعترکسانی که در برابر مسولین تخریبگر در روز تخریب روستا ایستادگی نموده و توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده اند.
در پایان از تمامی نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بلوچ عاجلانه درخواست مینمایم نسبت به پیگیری موارد تخریب منازل مسکونی در بلوچستان اقدام نموده تا حداقل شاهد تخریب منازل و آوراگی مردم نباشیم.

با تقدیم احترام
ورنا بلوچموسسه نگاران
-------------------------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط

آه و ناله مردم مظلوم از ثبت احوال


آه و ناله مردم مظلوم از ثبت احوال

تقریبا روزی نیست که عده ای با ناراحتی از ثبت احوال به مدرسه مکی مراجعه نکنند از آنجا که مسئولین ثبت احوال به ما اعلام نموده اند که شما حق ندارید سفارش کسی را بکنید و اگر هم سفارش بکنید ما هرگز به حرف شما عمل نمی کنیم، ما به مردم زجر دیده تسلیت

می گوییم و به آنها می فهمانیم هیچ کاری از دست ما بر نمی آید .
مردم آنقدر مراجعه کرده اند که اکنون خودشان می فهمند که جز خداوند کسی دیگر نمی تواند به دادشان برسد اما متاسفانه باز هم مرتب مراجعه می کنند . من چند روزی کمی عصبانی شدم وبا خود گفتم : وقتی مردم میدانند که از دست ما کاری بر نمی آید چرا باز هم مراجعه می کنند؟
اما بعد متوجه شدم مردم از بس که کاملا بی پناه هستند و هیچ راه و چاره ای به ذهنشان نمی رسد از سر ناچاری سری هم به ما می زنند .
مصبیت بزرگ از کجا آغاز شد؟؟
مردم ما از روزگار قدیم با ادارات مخصوصا ثبت احوال مشکلاتی داشتند اما نه آنقدر مهم.
مصیبت بزرگ از زمانی آغاز شد که : از ثبت احوال کلیه کارمندان بلوچ و شهرستانی بیرون رانده شدند و ثبت احوال بطور یک دست در اختیار برادران سیستانی ما قرار گرفت. از آن روز به بعد فاجعه بزرگ آغاز شد . هزاران نفر سرگردان شدند و شناشنامه هایشان به عناوین مختلف از ایشان گرفته شدند .
مردم بیچاره ای که سوادی ندارند سرگردان و حیران ماندند.
من (چون بعضی وقتها مثل انتخابات و.. تبلیغاتچی حکومت بوده ام) از ترس مردم بیچاره و درد دلشان چند سال است که به منطقه کارخانه نمک اصلا جرائت نکرده ام بروم.
طوری عرصه برای مردم بدبخت تنگ شده که عده ای که توانایی سفر دارند جهت گرفتن شناسنامه برای فرزندان خود به استانهای همجوار (مخصوصا کرمان) مراجعه می کنند. در آن استان اگر شناسنامه ای ندهند حداقل شناسنامه خودش را نمی گیرند.
اگر یک مامور محترمی بخواهد کسی را تهدید کند یکی از بزرگترین تهدیدات همین است : شناسنامه ات را می گیریم.
در جریان انتخابات مجلس هشتم برخی از مسئولین بلند پایه استان برای فراری دادن و ترسانیدن مردم (که در انتخابات شرکت نکنند) شجاعانه به صفوف رای دهندگان حمله ور می شدند و شناسنامه بیچاره ها را از ایشان می گرفتند . که آقای ملک رئیسی خودش شاهد است زیرا شناسنامه تعداد زیادی را از مسئولین گرفت و به صاحبانش بر گردانید.
امروز
چند نفری متفرقه یکی بعد دیگری در مورد مشکل شناسنامه هایشان مراجعه نمودند . هر کدام که مراجعه می کرد من مثل برادران جماعتی یک مقداری برایشان سخنرانی می کردم که بروید اعمال خود را خوب کنید و دعا بکنید تا الله خودش مشکلات شما را حل کند از دست ما کاری بر نمی آید.
تا اینکه پیر مردی بسیار پریشان آمد و مقابلم نشست . عصایی قدیمی و تسبحی دانه درشت به دست داشت.
خیلی پریشان بود . مشکلش را پرسیدم گفت : من رفتم شناسنامه فرزندم را عکس دار کنم رئیس شناسنامه مرا و فرزندم را از من گرفت و گذاشت توی میزش.
من برایش توضیح دادم که از دست ما کاری بر نمی آید بهش گفتم تو که اینگونه آدم مسکینی هستی چرا دعا نمی کنی که خدا مشکل تو

را برطرف کند؟
گفت نمی دانم شاید حرام خورده ام که هر چه دعا می کنم فایده ای ندارد. من الان باید به فکر قبرم باشم نه اینکه درگیر شناسنامه اما مجبورم. چه کنم؟ به کجا بروم؟
چند دقیقه رفت بیرون و دوباره برگشت. رفت پیش جناب مولانا و آنجا نیز مشکلش را بیان کرد و فتوکپی شناسنامه اش را نشان داد و گفت من با این سن و سال (متولد 1315) اکنون سرگردان شدم و رئیس ثبت احوال شناسنامه مرا گرفته است.
مولانا خیلی متاثر شدند بهش گفتند فتوکپی شناسنامه و مشخصات خود را بنویس و در دفتر ما بگذار . اگر جایی فرصتی رسید ما مطرح می کنیم.
ساعت 12 وقتی مولانا و همه رفتند این پیر مرد همچنان سرجایش نشسته بود.

پیر مرد هفتاد و یک ساله سرگردان
دلم به حالش سوخت گفتم : بیا با هم میرویم ثبت احوال شاید شناسنامه شما را پس دادند.
رفتیم ثبت احوال انتظار داشتم آقای اوکاتی جنگ و دعوای شدیدی به راه بیاندازد اما برخلاف انتظارم با خوش اخلاقی ما را پذیرفت گفتم آمده ام ببینم مشکل این بنده خدا چیست.
آقای اوکاتی پرونده او را خواست و اینور و آنور ورق زد هیچ چیزی که قانع کنند باشد پیدا نکرد بالاخره گفت چون ما مشکوک شده بودیم به نیروی انتظامی مراجعه دادیم الان از دست ما کاری بر نمی آید .
خواستم برایش سخنرانی کنم که از خدا باید ترسید . اما بعد منصرف شدم . بهش گفتم بنظر شما این پیر مرد بدبخت چه باید بکند؟ گفت نمی دانم یک استشهاد دیگری درست کند و بیاورد ما بررسی می کنیم.

از آنجا بیرون آمدیم متعجب بودم از صبر خدا . پیر مرد سرگردان از من خداحافظی کرد تا با اتوبوس واحد به خانه اش برود
-----------------------
لينکهاي مرتبط
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News

ایرانی حکومت ء بلوچ ورناھانی پاھو دیگ


--------------------------------------------------------------------

رئیس کل دادگستری سیستان وبلوچستان : نه تنها سیاست های گذشته دستگاه قضای را دنبال خواهم کرد بلکه سعی بر مضاعف نمودن این سیاست ها خواهم نمود و ادامه خوا

رئیس کل دادگستری سیستان وبلوچستان گفت : با توجه به جابجایی مدیریت دادگستری استان مردم از وضعیت قضایی استان نگران اند.به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه ی سیستان و بلوچستان، حجت الاسلام ابراهیم حمیدی افزود: با این نگرانی هایی که میان مردم حاکم شد، به آنان اطمینان خواهم داد که نه تنها سیاست های گذشته دستگاه قضای را دنبال خواهم کرد بلکه سعی بر مضاعف نمودن این سیاست ها خواهم نمود و ادامه خواهم داد چرا که معتقدم اگر جایی توقف کنیم دچار روز مرگی خواهیم شد.او اظهار داشت: امیدوارم آینده امنیتی استان پاینده تر و مستحکمتر از قبل تامین شود و ادامه یابد و با جابه جایی یک مهره در دستگاه قضایی، خلائی در سیاست ها صورت نگیرد.وی ضمن مطلوب ارزیابی نمودن وضعیت امنیتی استان گفت: تشکیلات قضایی مسئول تامین امنیت استان نیست و وظیفه مبارزه با معلول را بر عهده دارد این در حالیست که علت هایی چون فقر فرهنگی و مادی و بیکاری در استان هم تا حد زیادی قابل رویت است.وی گفت : اگر به مقوله ها و ریشه های وقوع جرم بیشتر پرداخته شود قطعاً شاهد امنیت پایدار در جامعه خواهیم بود.رئیس کل دادگستری استان ادامه داد :دادگستری ها و دادسراهای استان، در عملکرد سال 86 خود ، نسبت به سال 85 با 14 درصد رشد ، 110 درصد پرونده ها را مختومه اعلام کردند. حجه الاسلام والمسلمین ابراهیم حمیدی افزود: در سال 86، 143 هزار و 621 پرونده وارد دادگستری ها و دادسراهای استان گردیده که 158 هزار و 75 پرونده مختومه اعلام گردیده است. او اظهار داشت:در سال گذشته، 75 هزار و 236 فقره پرونده وارد شوراهای حل اختلاف گردیده که 73 هزار و 576 پرونده مختومه گردیده ضمن اینکه از این تعداد 19 هزار و 607 پرونده منجر به صلح و سازش شده است.وی اظهار داشت : این آمار نسبت به سال
85 ، افزایش 8 درصدی داشته است

سیستان و بلوچستان، قابلیت و استعداد تبدیل شدن به یک استان اقتصادی را دارد

سیستان و بلوچستان، قابلیت و استعداد تبدیل شدن به یک استان اقتصادی را دارد
خبرگزاري دانشجويان ايران - سيستان و بلوچستان
سرویس فقه وحقوق رئیس کل سابق دادگستری سیستان و بلوچستان در پاسخ به سوال ایسنا مبنی‌بر دغدغه‌های فکری وی در طول خدمت و مهم‌ترین چالش استان گفت: سیستان و بلوچستان دارای هزار و 500 کیلومتر مرز خاکی و آبی است که با دو کشور پاکستان و افغانستان همسایه است و می‌تواند به‌عنوان فرصت تلقی گردد و باعث شده مهم‌ترین دغدغه‌ی فکری‌ام مربوط به مرز و عدم استفاده از آن باشد.حجت‌الاسلام محمدابراهیم نکونام در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی سیستان و بلوچستان، افزود: متاسفانه مسئولان تلاش نمی‌کنند تا حداکثر بهره‌وری را از مرز ببرند و از پتانسیل‌های این مرز گسترده به‌صورت بهینه استفاده کنند.وی اظهار داشت: مدیریت بر مرزهای استان به حد مطلوب نرسیده و زمانی می‌توان از آن استفاده‌ی بهینه کرد که ترافیک کامیون در جاده‌های منتهی به مرز ایجاد شود.او ادامه داد: اگر مدیریت مرز را تقویت کنیم قطعا اشتغال ایجاد می‌شود و امنیت اجتماعی و امنیت سرمایه‌ی بخش خصوصی نیز فراهم خواهد شد چرا که در آن طرف مرزها، مشتری آماده است.مشاور عالی رئیس قوه‌ی قضاییه خاطرنشان کرد: نیمی از ارتش ناتو در خاک کشورهای همسایه وجود دارد ضمن اینکه افغانستان بدون حکومت مستقر و پاکستان بدون دغدغه و نگرانی از مرزهای ایران هستند.او ادامه داد: مطابق پیش‌بینی‌های سازمان ملل، تولید مواد مخدر در سال جاری به بالای هشت هزار تن خواهد رسید که مهم‌ترین راه ترانزیت آن ایران است؛ از طرفی دو کشور همسایه، تبدیل به جولانگاه و لانه‌ی امنی برای اشرار و گروهک‌های ضدانقلابی شده‌اند.وی اضافه کرد: علی‌رغم موفقیت اندک نظام در انسداد مرزهای شرق کشور و ایجاد امنیت، معتقدم امنیت فعلی شکننده است که اگر استان توام با اشتغال و توسعه‌ی اقتصادی نباشد، نمی‌توان آن را امنیتی پایدار دانست.حجت‌الاسلام نکونام خاطرنشان کرد: راه برون‌رفت از این چالش‌ها، در خود مسائل نهفته است؛ به عبارتی با مدیریت بر مرز می‌توان امنیت مردم را تامین کرد.وی ادامه داد: بارها گفته‌ام به‌عنوان حاکمیت باید با نگرش کلان به مسائل استان نگریست نه به‌صورت جزئی، در این صورت هیچ‌گاه شاهد شکوفایی استان نخواهیم بود.نماینده‌ی مردم گلپایگان و خوانسار در مجلس شورای اسلامی افزود: با توجه به اینکه سیستان و بلوچستان هشت کرسی مجلس را به خود اختصاص داده، این نوید را به مردم می‌دهم که من نهمین نماینده‌ی شما در مجلس خواهم بود.وی ادامه داد: در مجلس شورای اسلامی به مسئولان خواهم گفت که نباید به سیستان و بلوچستان به‌عنوان یک استان معمولی بنگرند چرا که نسخه‌های پیچیده شده برای استان‌های برخوردار، در استان‌های محروم تاثیری ندارد.او اظهار داشت: با توجه به امکان اندک خوب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در استان، دولت باید به این استان با چشم سال 68 یعنی اقتصاد آزاد و بازار بنگرد یا به‌عبارتی پس از سرمایه‌گذاری دولتی و احداث کارخانه‌های متعدد، بخش خصوصی را وارد اقتصاد استان نماید.وی تصریح کرد: طبیعی است با اشتغال و سرمایه‌گذاری، امنیت بر اجتماع حاکم خواهد بود و پشت پرده‌ی ظاهر اجتماع،
مسائل ناامنی مشاهده نخواهد شد

هفته آینده، جمعی از گزارشگران و بازرسان سازمان ملل متحد به تهران می آیند

هفته آینده، جمعی از گزارشگران و بازرسان سازمان ملل متحد به تهران می آیند
.به گزارش «فردا»، هفته آینده بنابر قطعنامه سال گذشته مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، هیئت گزارشگر حقوق بشری آن سازمان به ایران سفر خواهند کرد.قرار است این هیئت با آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه، دکتر جواد لاریجانی معاون امور بین الملل قوه قضائیه و رئیس ستاد حقوق بشر و جمعی از مسئولان امنیتی و زندان ها دیدار کنند.این گزارش می افزاید: انتظار می رود تا شیرین عبادی نیز برای ارائه گزارش ها و برداشت های شخصی خود تقاضای دیدار با این هیئت را داشته باشد که طبیعتا از سوی این هیئت خارجی پذیرفته خواهد شد.گفتنی است این هیئت قرار است تا با عوامل یکی از مهم ترین و نوگرایانه ترین پروژه های مشترک وزارت امور خارجه و سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر در ایران نیز دیدار کند.گزارش این هیئت در
تصویب یا عدم تصویب قطعنامه حقوق بشری دیگری در مورد کشورمان موثر خواهد بود

قتل دو نفر دیگر در بلوچستان توسط نیروهای انتظامی رژیم


قتل دو نفر دیگر در بلوچستان توسط نیروهای انتظامی رژیم
خبرگزاريهاي حکومتي امروز دوشنبه خبر از قتل دو جوان بلوچ که توسط نیروی انتظامي رژيم صورت گرفته , دادند و از آنها بعنوان اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر نام بردند .
لازم به ذکر است که طي چهار روز اخير هشت نفر بلوچ به اتهاماتی چون اشرار و قاچاقچی مواد مخدر توسط ماموران انتظامی رژیم در بلوچستان بقتل رسيده اند
خبر گزاريهاي حکومتي "ايرنا"و"ايسنا" در باره قتل اين دو نفر چنين نوشتند
معاون اجتماعي قرارگاه عملياتي رسول اكرم(ص) سيستان وبلوچستان گفت: نيروهاي اين قرارگاه طي درگيري با اشرار و قاچاقچيان مسلح دو نفر آنان را به هلاكت رسانده و ‪ ۴۷۶‬كيلوگرم موادمخدر كشف كردند.
سرهنگ پاسدار محمد عرب روز دوشنبه به خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: ماموران هنگ يكم زاهدان با اطلاع از حمل مواد مخدر توسط اشرار و قاچاقچيان به وسيله كاروان شتري از مرزهاي اطراف ميرجاوه اقدامهاي لازم براي قلع و قمع آنان را آغاز كردند.
وي اظهار داشت: ماموران با شناسايي محل تردد اشرار و قاچاقچيان با آنان درگير شدند.
او ادامه داد: در اين عمليات ‪ ۱۶۸‬كيلوگرم حشيش و ‪ ۳۰‬كيلوگرم ترياك به همراه مقاديري سلاح و مهمات كشف و ضبط شد.
معاون اجتماعي قرارگاه عملياتي رسول اكرم (ص) گفت: ماموران هنگ يكم زاهدان مستقر در كورين نيز هنگام گشت زني در حوزه استحفاظي به يك دستگاه موتورسيكلت مشكوك شده و قصد متوقف كردن آن را داشتند.
وي افزود: سرنشينان موتور با مشاهده ماموران به سمت آنان تيراندازي كردند كه با عكس‌العمل سريع نيروهاي انتظامي يك نفر از اشرار و قاچاقچيان به هلاكت رسيد.
او گفت: در پاكسازي محل درگيري يك دستگاه موتورسيكلت به همراه ‪۴۱‬ كيلوگرم ترياك و يك قبضه سلاح كلاشينيكف كشف و ضبط شد.
فرمانده هنگ چهارم كرمان نيز از كشف ‪ ۲۳۷‬كيلوگرم موادمخدر و هلاكت يك قاچاقچي مسلح در اطراف بم خبر داد.
سرهنگ ناصر ملك قاسمي روز دوشنبه به ايرنا گفت: ماموران هنگ چهارم كرمان مستقر در بم هنگام كنترل خودروهاي عبوري در مسير زاهدان بم به يك دستگاه خودرو پژو با سرنشينان مسلح مشكوك شده و قصد توقف آن را داشتند.
وي افزود: راننده اين خودرو بدون توجه به ايست ماموران اقدام به فرار كرد.
او اظهار داشت: ماموران انتظامي پس از تعقيب و درگيري مسلحانه با سرنشينان خودرو موفق به متوقف كردن آن شدند.
وي گفت: در بازرسي از خودرو ‪ ۱۳۷‬كيلوگرم ترياك، ‪ ۱۰۰‬كيلوگرم حشيش و ‪۲۱۰‬ گرم كراك كه بطرز ماهرانه‌اي جاسازي شده بود كشف و ضبط شد.
او بيان كرد: در اين درگيري يك نفر از قاچاقچيان سرنشين خودرو به هلاكت رسيد
http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-155/8702300175142611.htm
فرمانده هنگ چهارم کرمان از کشف 237 کیلوگرم موادمخدر و هلاکت قاچاقچی مسلح در اطراف بم خبر داد.به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی سیستان و بلوچستان و به نقل از مرکز اطلاع‌رسانی قرارگاه عملیاتی رسول اکرم(ص) سرهنگ ناصر ملک‌قاسمی با اعلام این خبر افزود: در راستای مبارزه‌ی بی‌امان با اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر، ماموران سلحشور هنگ چهارم کرمان مستقر در بم حین کنترل خودروهای عبوری در مسیر زاهدان–بم به یک دستگاه پژو 405 با سرنشینان مسلح برخورد کردند که راننده‌ی آن بدون توجه به فرمان ایست ماموران اقدام به فرار کرد.وی گفت: بر این اساس ماموران به تعقیب خودور مذکور پرداخته و در یک درگیری مسلحانه خودرو را متوقف کردند.فرمانده هنگ چهارم کرمان ادامه داد: در بازرسی از خودرو 137 کیلوگرم تریاک، 100 کیلوگرم حشیش و مقدار 210 گرم کراک که به طرز ماهرانه‌ای در داخل خودرو جاسازی شده بود، کشف و ضبط گردید.گفتنی است در این درگیری یک نفر از سرنشینان خودرو نیز به هلاکت رسید
http://sb.isna.ir/mainnews.php?ID=News-13866
گزارش رادیو بلوچی اف ام
دوشنبه، 30 اردیبهشت ماه 1387 برابر با 2008-05-19
----------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط
اسامي تعدادي از اعدام و کشته شدگان بلوچ توسط نيروهاي انتظامي رژيم جمهوري اسلامي ايران....اينجا را کليک کنيد

A list of Baloch youths who hanged/killed by Iranian Regime in 2004-2007 (In English)
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch N

قتل یک جوان دیگر توسط نیروهای انتظامی رژیم در بلوچستان


قتل یک جوان دیگر توسط نیروهای انتظامی رژیم در بلوچستان
نیروهای انتظامی رژیم یک جوان بلوچ را به نام "شرور مسلح" بقتل رساندند
سایت خبری رژیم " ايسنا" در این باره چنین نوشت:
فرمانده قرارگاه عملیاتی فتح استان سیستان و بلوچستان گفت: رزمندگان شجاع قرارگاه علمیاتی فتح و انتظامی استان در 24 ساعت گذشته در دو عملیات جداگانه موفق شدند مقدار 600 کیلوگرم مواد مخدر از نوع تریاک را کشف و ضبط نمایند.به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی سیستان و بلوچستان، سردار غفاری افزود: در این عملیات یک نفر از اشرار و قاچاقچیان مسلح به هلاکت رسید و دو دستگاه خودرو و یک دستگاه موتورسیکلت و مقادیری سلاح و مهمات به‌دست رزمندگان اسلام افتاد
گزارش
: راديو بلوچي اف ام

کشته و زخمي شدن هشت جوان بلوچ به اسم "شرور مسلح "توسط نيروهاي انتظامي در بلوچستان

کشته و زخمي شدن هشت جوان بلوچ به اسم "شرور مسلح "توسط نيروهاي انتظامي در بلوچستان
معاون هماهنگ کنندهقرارگاه عملياتي رسول اكرم رژیم دربلوچستان امروز پنج شنبه در گزارشی به خبرگزاری حکومتی ايسنا خبر داد که چهار نفر در بلوچستان بجرم "شرارت" توسط نيروهاي انتظامي کشته و سه نفر ديگر زخمي شده اند
همچنين در گزارشي بنقل از
خبرگزاري تفتان روز گذشته یک جوان گازوئیل فروش بلوچ با نام " فرهاد شنبه زهی" فرزند نظر بر اثر شلیک گلوله پاسداران رژیم دربلوچستان کشته شده است
رژيم در طي سالهاي اخير "با هدف پاكسازي شرق كشور از اشرار و قاچاقچيان مسلح و توسعه امنيت در اين منطقه" اقدام به بازسازي سه قرارگاه بزرگ نظامي با گردانهاي معادل سي دو هزار نيرو و با برگزاري عملياتهاي بزرگ "رزمايشي" که تابحال باعث قتل,اعدام و دستگيري هزاران نفر ازجوانان اين منطقه شده , نموده است
رژيم همه اين افراد را افراد شرور و قاچاقچي و راهزن معرفي ميکند وهمچنين خواهان ادامه اين عملياتها ,حملات و کشتارهاي روزانه جاري در اين منطقه را ميباشد.
سایت خبری رژیم "ايسنا" در باره قتل اين افراد چنین نوشت:
معاون هماهنگ کننده قرارگاه عملیاتی رسول اکرم(ص) از هلاکت و زخمی شدن هفت شرور و کشف بیش از یک تن مواد مخدر در شرق کشور خبر داد.سرتیپ 2 پاسدار سید علی عطایی در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه سیستان و بلوچستان گفت : ماموران هنگ چهارم کرمان در راستای مبارزه بی امان با اشرار و قاچاقچیان مسلح با انجام کار اطلاعاتی هماهنگ با گروهی از اشرار مسلح که قصد عبور از کویر را داشتند درگیر شدند.وی افزود : در این درگیری که با رشادت ماموران قرارگاه همراه بود چهار نفر از اشرار هلاک و سه نفر زخمی شدند که دراین رابطه مقادیری سلاح و مهمات نیزکشف شد. معاون هماهنگ کننده قرارگاه عملیاتی رسول اکرم(ص) در ادامه به کشف یک تن و 37 کیلوگرم مواد مخدر در شرق کشور اشاره و تصریح کرد: ماموران هنگ یکم زاهدان، هنگ دوم ایرانشهر و هنگ چهارم کرمان درچند روز گذشته با انجام عملیات موفقیت آمیز و بازرسی از خودروهای عبوری موفق به کشف یک تن و 27 کیلوگرم تریاک شدند.سرتیپ 2 پاسدار عطایی دستگیری 418 نفر از افاغنه غیر مجاز را از دیگر اقدامات این قرارگاه عنوان و خاطر نشان کرد: ماموران قرارگاه با بازرسی از خوردهای عبوری و گشت زنی در استان سیستان و بلوچستان و کرمان 418 نفر از افاغنه غیر مجاز را دستگیر و تحویل مراجع ذیصلاح دادند
http://sb.isna.ir/mainnews.php?ID=Main-13798. .
پنجشنبه، 26 اردیبهشت ماه 1387 برابر با 2008-05-15
گزارش رادیو بلوچی اف ام
----------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط
اسامي تعدادي از اعدام و کشته شدگان بلوچ توسط نيروهاي انتظامي رژيم جمهوري اسلامي ايران....اينجا را کليک کنيد
A list of Baloch youths who hanged/killed by Iranian Regime in 2004-2007 (In English)
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News

torsdag 15 maj 2008

Take the necessary urgent action on prohibiting the extradition of a young pakistani-baloch to Iran

2008.05.14

Take the necessary urgent action on prohibiting the extradition of a young pakistani-baloch to Iran

Following the reports from Balochistan Human Rights Watch (BHRW), a young pakistani nationality holder baloch is beeing extradited by Pakistani government to Islamic republic of Iran.
This young baloch, Gholam Haidar Baloch – son of Khodabaksh born in 1979, who originates from a area near by Quetta, has already been sentenced to imprisonment in Pakistan, where he has been in custody for approximately one year, and where he was claimed to carry unauthorized arms.
At the present he is in custody in Quetta’s central jail in order to be extradited to Iran. Despite the fact that the court sentenced to imprisonment him in January 2008, and despite the fact that Gholam Haidar has already spent 5 monthes of the imprisonment, the new Pakistani minister of the interior has changed the sentence and has decided to extradit him. His parents, family and 3 children are strongly worried about the fate he is going to meet, if the Pakistani authorities extradit him to Iran.
Islamic regime in Iran claims that several of its opponents live in Pakistan, and Gholam Haidar is one of the opponents. But the fact is that there are plenty of persons (friends, teachers, neighbours) who have known him since he was a child, and therefore Iran’s claims that he is an Iranian national is completely baseless, and therefore the Pakistani government has no legal and moral authority to transfer this young baloch to Iran, as he is transferred to Iran he will be tortured and forced into false confessions. It has to emphasized that his parents and his own family members are all holder of pakistani national, and hold all pakistani aquired documents incl. ID-card, driving liscence, school documents, passport etc.
As informed, the Islamic republic of Iran has already killed and still killing hundreds / thousands of young Baloch with false allegations such as participation in drug handling processes and / or participation in armed groups. As informed also, the acused persons have been killed with no any right for justice defence against the false allegations. When it is not possible for the regime to take such allegations in use, it does not hesitate to claim the Baloch are politically active agains the regime.
Therefore we in Balochistan Human Right Watch fear for the life of Gholam Haidar Baloch and would like to call international attention, the Amnesty International in particular, to our concern. Nevertheless we would like the international community to take the necessary immediate action on this particular important matter.
Thanking you in advance
Yours sincerely

Balochistan Human Right Watch / Radio Balochi FM - Sweden
Tuesday, 15 May 2008
http://bhrw.blogspot.com
www.radiobalochi.org
-------------------------------
لينکهاي مرتبط
فوري: از استرداد يک جوان بلوچ پاکستاني به ايران جلوگيري کنيد
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News

فوري: از استرداد يک جوان بلوچ پاکستاني به ايران جلوگيري کنيد

فوري: از استرداد يک جوان بلوچ پاکستاني به ايران جلوگيري کنيد
بنا به گزارش فعالین "ديده بان حقوق بشر بلوچستان" دولت پاکستان در حال استرداد يک زنداني بلوچ (پاکستاني ) به رژيم جمهوري اسلامي ايران ميباشد
اين جوان دربند که از توابع "کويته" مرکز بلوچستان پاکستان ميباشد "غلام حيدر بلوچ " نام دارد -فرزند خدابخش و متولد 1979 ميباشد
او حدود يک سال است که به اتهام "حمل غير مجاز اسلحه" در زندان بسر ميبرد- و از بيشترين مزاياي که به زندانيان تعلق ميگيرد محروم گشته و حالا براي استرداد به ايران در زندان مرکزي شهرکويته نگهداري ميشود
طبق اظهارات والدين , خانواده و سه فرزند کوچک غلام حيدر که شديدا نگران وي هستند , آخرين دادگاه غلام حيدر ژانويه امسال (2008) برگزار و به يکسال حبس محکوم شد. اما وزير داخلي پاکستان (وزير کشور) بر خلاف حکم دادگاه جديدا بعد از سپري شدن پنج ماه از حکم (حبس يکسال) دستور داده است که غلام حيدر را به ايران تحويل دهند
مسئولين حکومتي ايران مدعي هستند که تعدادي از مخالفين نظامي رژيم در پاکستان بسر ميبرند و شخص متهم يکي ازآنها ميباشداما حقيقت چيز ديگري را نشان ميدهد.
دوستان, معلمان, همسايه ها و همشهريهاي غلام حيدر که وي را از دوران بچگي ميشاسند شديدا به دستور مربوطه اعتراض دارند و اين ادعاي رژيم ايران را بي اساس دانسته ومدعي هستند که غلام حيدر تبعه پاکستان ميباشد والدين , خانواده و نزديکان "غلام حيدر بلوچ" همگي هميشه در پاکستان سکونت داشته و دارند و آنها داراي شناسنامه , گواهينامه , گذرنامه و مدارک مدرسه پاکستان هستند
رژیم جمهوری اسلامی تاکنون هزاران جوان بلوچ را به بهانه هاي مختلف بدون برخورداری از حق داشتن وکیل و حتی اعتراض, به احکامی وحشیانه و ضد بشری چون اعدام و یا بریدن دست و پا محکوم نموده است
اگر اين جوان بلوچ پاکستاني به رژيم جمهوري اسلامي تحويل داده شود اين خطر وجود دارد که او هم به چنين سرنوشتي دچار شود
ما فعالين "ديده بان حقوق بشر بلوچستان " خواهان توقف سريع "حکم استرداد" غلام حيدر بلوچ هستيم واز همه سازمانهاي فعال حقوق بشري , سازمان عفو بين اللمل , شما انسانهاي آزاديخواه و هموطنان آزاده تقاضا داریم که جهت جلوگيري از استرداد وي اقدام فوري نمائيد
Balochistan Human Rights Watch / Radio Balochi FM
-13- سه شنبه، 24 اردیبهشت ماه 1387 برابر با 2008-05-
-------------------------------
لينکهاي مرتبط
Take the necessary urgent action on prohibiting the extradition of a young pakistani-baloch to Iran
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News

اختر مینگل کی رہائی پر خوشیاں


اختر مینگل کی رہائی پر خوشیاں

عزیزاللہ خان
بی بی سی اردو ڈاٹ کام، کوئٹہ


اختر مینگل کی رہائی کی خبر آتے ہیں خوشیاں منائی گئیں
بلوچستان کے مختلف شہروں میں سردار اختر مینگل کی رہائی پر جشن منایا جا رہا ہے۔ کئی مقامات پر ریلیاں نکالی گئی ہیں اور ہوائی فائرنگ کی گئی ہے۔
کوئٹہ میں بلوچستان نیشنل پارٹی کے قائدین اور کارکن احتجاج کی غرض سے پریس کلب کے سامنے پہنچے تھے لیکن احتجاجی ریلی کے دوران سردار اختر مینگل کی رہائی کی خبر پہنچی تو مظاہرین نے خوشی منائی، خوب نعرہ بازی کی اور اس موقع پر مٹھائیاں تقسیم کیں۔ بلوچستان نیشنل پارٹی کے کارکنوں نے سردار اختر مینگل کی تصاویر اور جماعت کے پرچم اٹھا رکھے تھے۔
اس کے بعد سریاب روڈ پر جماعت کے کارکنوں نے جشن منایا اور کافی دیر تک رقص کرتے رہے اورشہر کے مختلف مقامات سے ہوائی فائرنگ کی آوازیں سنائی دے رہی تھیں۔
جماعت کے مرکزی رہنما جہانزیب جمالدینی اور حبیب جالب ایڈووکیٹ نے کہا کہ ان کی جماعت کا مشن جاری رہے گا اور اب سردار اختر مینگل کی رہائی کے بعد جماعت مزید فعال کردار ادا کرے گی۔ انہوں نے کہا کہ سابق حکمرانوں نے سرتوڑ کوشش کی کہ بی این پی کو توڑا جائے لیکن وہ اس مقصد میں کامیاب نہیں ہوئے بلکہ جماعت مزید مضبوط ہوئی ہے۔
اختر مینگل کی رہائی کا حکم گزشتہ ہفتہ جاری کیا گیا تھا۔
انہوں نے کہا کہ بلوچستان میں حق خود ارادیت اور ساحل اور وسائل پر اختیار کے لیے ان کی جدو جہد جاری رہے گی۔
خضدار اور وڈھ میں بھی خوشی منائی گئی اور ریلیاں نکالی گئیں جس میں جماعت کے کارکنوں نے بڑی تعداد میں شرکت کی ہے۔
گزشتہ تین روز سے سردار اختر مینگل کی رہائی کی خبریں آر ہی تھیں اور کہا جا رہا تھا کہ انہیں کسی بھی وقت رہا کیا جا سکتا ہے۔ لکن اس تاخیر پر بی این پی کے کارکنوں نے گزشتہ روز کئی شہروں میں احتجاجی مظاہرے کیے تھے اور آج کے لیے باقاعدہ اعلان کیا گیا تھا کہ مختلف شہروں میں پریس کلبز کے سامنے احتجاجی مظاہرے کیے جائیں گے۔
سردار اختر مینگل کی رہائی کے احکامات وزیر اعظم یوسف رضا گیلانی نے ایک ہفتہ پہلے کوئٹہ کے دورے کے دوران جاری کیے تھے۔
سردار اختر مینگل گزشتہ ڈیڑھ سال سے گرفتار تھے ۔ انہیں نومبر دو ہزار چھ میں حب میں اس وقت حراست میں لے لیا گیا تھا جب بی این پی نے لشکر بلوچستان کے نام سے گوادر سے کوئٹہ تک لانگ مارچ شروع کرنی تھی۔
اس کے بعد اپریل میں ان پر سرکاری اہلکاروں کے اغوا اور ان پر تشدد کا مقدمہ درج کرکے کراچی میں باقاعدہ گرفتار کر لیا گیا تھا۔ پیپلز پارٹی کی حکومت بننے کے بعد بلوچستان میں ان کے خلاف تمام مقدمات واپس لے لیے گئے ہیں جبکہ وزر اعظم نے دیگر صوبوں اور وفاقی حکومت میں بھی ان کے خلاف تمام مقدمات واپس لینے کے احکامات جاری کیے ہیں
-------------------------------------
Related links:

ایمیلی تاثر انگیز

ایمیلی تاثر انگیز

یکی از دوستان اخیرا از زاهدان برایم ایمیلی فرستاده که خواندش واقعا باعث تاثر می شود ایشان اخیرا با دوستش که ساکن یکی از خیابان های نزدیک بلوار ثارالله ( محل انفجار اتوبوس سپاه ) است دیدار نموده وصحبت هایی با هم داشته اند تا اینکه خاطره آن بمبگزاری را از او پرسیده و او نیز دیده های خود را چنین بیان داشته :

صبح چهارشنبه بود داشتم صبحانه می خوردم و آماده می شدم برم مغازه که صدای مهیبی صبحانه را کوفتمان کرد همه شیشه ها ریختند پایین دویدم بیرون گفتم شاید کپسول گاز یکی از همسایگان منفجر شده خیلی ها اومدند بیرون چند دقیقه ایی نگذشته بود ناگهان صدای چند گلوله و صدای ماشین پلیس متعاقب آن و آمبولانس و آتش نشانی فضای شهر را پر کرد سریع به طرف کوه بلوار ثارالله رفتم که یکی گفت برگرد ! هرکه لباس بلوچی داره دنبالش می یفتن سریع برگرد ! من هم فورا به سمت خانه برگشتم تو دلم گفتم من که کاره ایی نبودم تا اینکه بعدا مطلع شدم بسیاری از بلوچ ها که اون موقع اون اطراف بودن مورد ضرب و شتم زابلی ها قرار گرفته دستگیر شدن حتی کسانی که مثل من برای دیدن صحنه آمدن دستگیر شدن جالبه که با فار س ها اصلا کار نداشتن از قضیه نصرالله شنبه زهی و مسلم کیخا هم مطلع شدم مادر مسلم کیخا وقتی جنازه بچه اش رو می بینه همونجا سکته می کنه و می میره خلاصه واقعا از این جریان ناراحت بودم تا اینکه اعترافات نصرالله رو با صورتی که تغییر کرده بود نشون داد بعدش هم گفتن ساعت 3 در همون جا ( بلوار ثارالله ) اعدامش می کنن تعجب کردم از این سرعت عمل ساعت 8 یا 9 بود هلیکوپتر ها رو منطقه دور می زدن فهمیدم نصرالله رو زودتر اعدام می کنن چون می دونستم هر بلوچی از اونجا رد بشه مورد فحش و ضرب و شتم قرار می گیره لباس فارسی پوشیدم رفتم محلی که قرار بود نصرالله رو اعدام کنن حدسم درست بود همه زابلی ها از تمام شهر جمع شده بودن مثل اینکه قبلا مطلع بودن من اخرین نفر بودم مدتی نگذشت که چند ماشین اومد و تو یکی نصرالله بود چشماش بسته بود و سرش تراشیده شده بود یکی از مامورین یقه اش رو گرفت کشید بیرون اونو با پایی که شدیدا می لنگید بردن همونجا که خانواده کشته شدگان اتوبوس بودن نشوندنش با چشم خودم دبیدم روی سر و صورت نصراله آب دهان می اندازند یکی هم بهش لگد زد فحش و دشنام بهش می دادن بعدا بردنش رو سکو و یه پسره به 4 پایه لگد زد و جرثقیل رفت بالا خیلی بالا رفت و اون هم جون داد جنازه رو از بالا انداختن پایین تو این مدت فقط زابلی ها شعار می دادن مرگ بر تروریست مرگ بر عبدالمالک وهابی مسلح اعدام باید گردد و... موج زابلی های تندرو جنازه نصرالله رو احاطه ش کردن واقعا از هرچیز زابلی بود بدم اومد به جنازه لگد می زدند و فحش می دادند آب دهان می انداختند روی صورتش خیلی ناراحت شدم که جنازه یک انسان رو اینطور وحشیانه تکه


------------------------------------------------------------------------


torsdag 8 maj 2008

Mengal’s release expected today

Mengal’s release expected today
* Former BNP MNA says Sardar Mengal will be given rousing welcome in Karachi, then Balochistan four days laterBy Malik Siraj AkbarQUETTA: It is expected that Sardar Akhtar Mengal, former Balochistan chief minister and Balochistan National Party (BNP) president, will be released in Karachi today (Thursday), BNP sources told Daily Times on Wednesday.Sardar Mengal has been cleared of all criminal charges by the federal and Sindh governments and will be released on Thursday from Liaqat Medical Hospital, Abdul Rauf Mengal, former BNP member of the National Assembly, told Daily Times. Although the Balochistan government recently cleared the BNP president of various charges, he has remained under detention in Karachi on charges of manhandling two Military Intelligence (MI) personnel. “Sardar Mengal will receive a rousing welcome by the Karachi unit of the BNP. He will be taken to his Defence residence soon after his release,” said Rauf. “He will travel to his home province of Balochistan four days later, where he will be given a historic welcome by his followers and admirers,” he added. Not optimistic: However, BNP Secretary General Habib Jalib said he was not very optimistic about the prospects of Sardar Mengal being released today (Thursday). He said that although all cases registered against the BNP president had officially been dismissed, no change had yet registered on the ground. “Despite the issuance of prime ministerial directives, the letter mentioning the withdrawal of cases has not been accepted by the relevant departments in the Sindh government yet. We have not been received word from the Sindh government stating the actual date for Sardar Mengal’s release,” said Jalib. The BNP secretary general said that such bureaucratic red-tape indicated the powerlessness of the civil government, which he said remained “hostage in the hands of the civil and military bureaucracy”.No deal: Jalib said his party’s president was not being released under any covert or overt deal with the Pakistan People’s Party (PPP). Instead, he argued that Sardar Mengal’s release represented the victory of democracy and the failure of dictatorship – which, he said, had done all it could to undermine the resolve of the Baloch leadership towards attaining their due rights. “The PPP must not remain under illusions that it is doing us a favour by releasing Sardar Mengal. Neither did we beg them for such favours, nor will we ever ask them for favours in the future. All cases against our leader and other workers are false and politically- motivated. The government has not been able to prove a single charge against us,” Jalib added. Asked if his party would participate in a Pakistan Peoples’ Party-sponsored All Parties’ Conference (APC) on Balochistan, the BNP secretary general replied: “Enough confidence-building measures have not yet been taken to convince the Baloch leadership of the government’s sincerity to resolve the Balochistan issue. Sardar Mengal’s release might be a positive development but it is not the sole demand we have been putting in front of the government. The government should withdraw the army from certain parts of the province, end the military operation, release all detained prisoners and address the issue of mega projects. We would also like the complete withdrawal of the Frontier Corps (FC) from all districts of Balochistan, just as it has been withdrawn from Quetta and Gwadar checkposts.” Prime Minister Syed Yousaf Raza Gilani had asked the federal and the provincial governments to immediately withdraw all the cases against Sardar Mengal, who served as the Balochistan chief minister in the late 1990s. In a similar move, Balochistan Chief Minister Nawab Muhammad Aslam Raisani also ordered an end to all the cases, including two of sedition, against the BNP chief.


---------------------------------------
Related links

تحقير و اذيت و آزار بلوچهاي خودرودار در "مرکز پلاک گذاري زاهدان" توسط کارمندان اين مرکز/- "س.س" از زاهدان

تحقير و اذيت و آزار بلوچهاي خودرودار در "مرکز پلاک گذاري زاهدان" توسط کارمندان اين مرکز/- "س.س" از زاهدان
"س.س" گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان مينويسد که دو مرکز پلاک گذاري" خودروها در استان وجود دارد که يکي از آنها در شهرستان زابل و دومي در مرکز استان , زاهدان قرار دارد
بنا براين تقسيم بندي , ميتوان گفت که "مرکز پلاک گذاري زابل" محل رجوع خودروهاي زابل و حومه اطراف و "مرکز پلاک گذاری" شهر زاهدان که در مسير زاهدان- زابل در وسط بيابان خشک و بي آب علف قرار دارد , محل رجوع خودروهاي شهرهاي زاهدان , خاش , ایرانشهر, سراوان , چابهار, سرباز ,کنارک و نیکشهر... تبدليل شده است
تصاویری که مشاهده ميکنيد مربوط به "مرکز پلاک گذاری" شهر زاهدان ميباشد
"س.س" در گزارشش اضافه ميکند که تراکم زياد خودروها , ازدحام جمعيت و برخورد مغرضانه مسئولين که اکثر آنها غير بلوچ هستند سبب مشکلات و ناراضيتهاي در بين مراجعين بويژه مراجعه کنندگان بلوچ شده است
ازعکس "مسلم کیخا"(1) که در اتاق رئيس اين مرکز خود نمایی می کند , فهميده ميشود که وي اهل زابل است. او حتی حاضر نیست جواب سلام بلوچها را بدهد چه رسد به رسیدگی به مشکلات آنها.
متاسفانه آنها بدلايل عقده هاي قومي و مذهبي, بی احترامی به مردم , عدم رسیدگی به مشکلات و وقت کشي را در دستور کار خود قرار داده اند
در اين مرکز تعدادي مامور انتظامي براي جلوگيري از "بي نظمي" مستقر هستند. اگر کسي کوچکترين اعتراضي و يا حرفي عليه وضع موجود برزبان بياورد , فورا پلیس 110 و گشت فراخوانده ميشود وشديدا مورد ضرب و شتم ويا مورد بازداشت قرار ميگيرد
اگر به تصاوير دقت کنيد ميبنيد که صدها ماشین در صف اند و به تعداد آنها لحظه به لحظه اضافه ميشود
صفي که مردم در آن براي گرفتن قبض هايشان ايستاده اند بسيار طويل و وحشتناک است.
در داخل مرکز وضع بدتر از بيرون ميباشد. یکی می گوید: قبض بده!! مامورجواب ميدهد: کوفت !! یکی پرونده اش وسط سالن پرت می شود. آن یکی 2 ساعت است که برای گرفتن فتوکپی در صف است
بر اثر ازدحام مردم گویی ساختمان در حال انفجار است. از بس که شلوغ است امکان پيداکردن ورودي و خروجي سالن غير ممکن است. فقط با موج مردم به این سو آن سو می روی- مردم روی صندلی ها ایستاده اند. خلاصه اینکه جهنمی ست که خدا نصیب هیچ کس نکند
مسئولين خود داخل اتاق زیر کولرچا ي مينوشند! اوضاع بدیست. اگر دو سه مرکز دیگر در شهرهای مختلف بلوچستان تاسيس ميکردند , وضع بهتر ميشد . اما گویا مردم بلوچستان بايد در هر اداره و مرکزي اينچنين بايد درعزاب باشند
راديو بلوچي اف ام - "س.س" از زاهدان
چهارشنبه، 18 اردیبهشت ماه 1387 برابر با 2008-05-07
----------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط
صفحه خبرهای حقوق بشر بلوچ
Baloch Rights Watch News